پائیزصحرا
به توفکرمی کنم...صبح می شود
تاروپودجامه اش از زر,سینه اش پنهان به زیر رشته هایی از دروگوهر میکشاند هر زمان همراه خود سویی;باد... پرهای کلاهش را مردمان در گوش هم اهسته میگویند اه...او با این غرورو شوکت ونیرو در طپش از شوق یک پندار...."شاید او خواهان من باشد".... لیک گوئی دیده شهزاده زیبا,دیده مشتاق انان را نمی بیند اوازاین گلزار عطراگین,برگ سبزی هم نمی چیند هم چنان ارام و بی تشویش,میرود شادان به راه خویش می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر,ضربه سم ستور باد پیمایش "مقصداوخانه دلدارزیبایش" مردمان از یکدگر اهسته می پرسند.........کیست پس این دختر خوشبخت؟ ناگهان در خانه میپیچد صدای در,سوی درگویی زشادی میگشایم پر *اه ای شهزاده محبوب رویائی نیمه شبها خواب میدیدم که می ایی...* زیرلب چون کودکی اهسته میخندد ....... با نگاهی گرم و شوق الود برنگاهم راه میبندد... *ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی.... اه بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله خوشرنگ صحرائی ره بسی دور است...لیک درپایان این ره قصرپرنوراست*** می نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش,می شوم مدهوش میخورد برسنگفرش کوچه های شهر,ضربه سم ستورباد پیمایش میدرخشد شعله خورشید برفراز تاج زیبایش میکشم همراه اوزین شهر غمگین رخت مردمان بادیده حیران زیرلب اهسته میگویند.......... "دختر خوشبخت"
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
وعشق... تنها عشق.. مرارساندبه امکان یک پرنده شدن... Archivesخرداد 1394دی 1391 ارديبهشت 1391 شهريور 1390 تير 1390 خرداد 1390 ارديبهشت 1390 فروردين 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آذر 1384 AuthorsپانیامهLinks
دانلود همه چي ، مجاني ، مجاني
LinkDump
بزرگترین سایت تفریحی ودانلود Categories
شعر
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
|