پائیزصحرا
به توفکرمی کنم...صبح می شود
و آغوش ِ من... خالی میشود از آسمان بوسه های بی رمقم را دفن میکنم در گورستان آخرین ستاره ی نگاهت و بعد به خواب ِ عجیبی فرو خواهم رفت پرنده میمیرد و من دلم هزار راه میرود چشم هایت کجاست؟
ای پیکره هایی که نهان در دل سنگید افسوس که سرپنجه ی خاراشکنی نیست نقشی اگر از تیشه ی فرهاد به جا ماند جز تیشه ی نفرین شده ی گورکنی نیست
توای رامین توای دیرینه دلدارم.. چومیخواهم که نامت رانهانی برزبان ارم صدادرسینه ام چون اه میلرزد چومیخواهم که نامت رابه لوح نامه بنگارم قلم دردست من بیگاه میلرزد نمیدانم چه بایدکرد..نمیدانم چه باید گفت به یاداورسخنهای مرادرنامه پیشین سخن هائی که برمیخاست چون اه ازدلی غمگین چنین گفتم دران نامه *...اگرچرخ فلک باشدحریرم ستاره سربه سرباشددبیرم نویسنداین دبیران تا به محشر امیدوارزوی من به دلبر به جان من که ننویسندنیمی مرادرهجرننمایند بیمی...* من ان شب کاین سخنهابرزبان راندم ندانستم کزین افسانه پردازی چه میخواهم ...ولی امروزمیدانم نه میخواهم حریراسمان طومارمن گردد نه میخواهم ستاره ترجمان عشق افسونکارمن گردد حریرشب نمی اید به کارمن نه برگ وریگ وماهی غمگسارمن سرمژگان خودرا خامه خواهم کرد حروف ازاشک خواهم ساخت ببینم می توانم نامه ای اندوهگین پرداخت... ن-نادرپور
من اورا دیده بودم...نگاهی مهربان داشت غمی دردیدگانش موج میزد, که از بخت پریشانش نشان داشت
|
About![]()
وعشق... تنها عشق.. مرارساندبه امکان یک پرنده شدن... Archivesخرداد 1394دی 1391 ارديبهشت 1391 شهريور 1390 تير 1390 خرداد 1390 ارديبهشت 1390 فروردين 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آذر 1384 AuthorsپانیامهLinks
دانلود همه چي ، مجاني ، مجاني
LinkDump
بزرگترین سایت تفریحی ودانلود Categories
شعر
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
Alternative content |